مدارك پست قبلی ۲ (آخریش)

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ما دو تا

سلام

امروز می خوام دیگه کتاب سفرنامه مون رو ببندم Smiley

از عکس اولین عشق مجازیم شروع می کنم

حافظ شیراز

عشق من حافظ

بهترین عكسی كه تونستم تو اون شلوغی ازش بگیرم همینه!

اولین بار بود كه می دیدمش ، اونقدر احساساتی شدم كه اشكم دراومد.

بعد از شیراز دوباره برگشتیم اصفهان

اینم یه نما از مسجد امام

مسجد امام

 

بعدش،‌ همین طور كه مستحضرید دو روز بعد از اینكه برگشتیم تهران ، رفتیم شمال

اینم مداركش:

دریای مواج خزر كه آبش بی نهایت سرد بود

دریای مواج خزر

اینم یه عكس تكی از من و ابراهیم Smiley

من و ابراهیم

اینجا بام سبزه، و شهر من لاهیجان از بالای شیطان كوه زیبایی محسور كننده ای داره

البته دستم یه كوچولو لرزیده

بام سبز

  ابراهیم رو با فتوشاپ از تو عكس درنیاوردم هنر عكاسی بنده فتوشاپ سر خوده!

و این بود پایان سفرهای ماركوپلو ، یعنی ماSmiley

براتون روزهای خوب و سرشار از شادی رو آرزو می كنم



مدارک پست قبلی

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ما دو تا

سلام

بالاخره طلسم شكست و بنده به روز فرمودم

اینم چند تا عكس از سفرهای نوروزی كه با موبایلم انداختم :

سال تحویل با كوروش كبیر

ما وقت تحویل سال با كوروش بودیم

كوروش كبیر لحظاتی پس از تحویل سال

اینم لحظاتی بعد از تحویل سال

نمای مسجد امام از عالی قاپو

البته قبلش اصفهان بودیم اینم مدرك مسجد امام از عالی قاپو

تخت جمشید

اینم تخت جمشید ، همون جایی كه خیلی به ستایش و آقا سعید زحمت دادیم.

سرباز هخامنشی

این آقا هم كه معرف حضور هستن دیگه یكی از سربازان هخامنشی

تخت جمشید

این عكس مخصوص ستایش خانمه ، دلم براش سوخت از بس به این آدما می گفت آقا نشین خانم رو سنگای باستانی راه نرو

این مردم انگار جنگ دارن با تاریخ

تو پست بعدی هم چندتا عكس از اصفهان و شمال می ذارم و سفرنامه مون تموم می شه



انشا

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:ما دو تا

بالاخره وقت این شد كه وبلاگ رو آپدیت كنیم. راستش تصمیم داشتیم بعد از تعطیلات بنویسیم ولی تا الان طول كشید دیگهSmiley
یاد قدیما افتادم كه وقتی میرفتیم مدرسه یه انشا با موضوع تعطیلات خود را چگونه گذراندید منتظر ما بود. حالا الان هم خیلی خلاصه میخوایم بگیم تعطیلات خودمون رو چه جوری گذروندیم.
شب چهارشنبه سوری به اتفاق عموی رضوانه راه افتادیم به سمت شیراز. شب رسیدیم اصفهان. چهارشنبه تا بعد از ظهر اصفهان بودیم. راه افتادیم به سمت پاسارگاد. شب رو پاسارگاد بودیم و پنجشنبه صبح یعنی تحویل سال نو رو كنار مقبره كوروش در پاسارگاد بودیم. تا ظهر پاسارگاد رو گشتیم و بعد از ظهر راه افتادیم به سمت نقش رستم. بعد از نقش رستم رفتیم سمت مرودشت. جایی كه یكی از بهترین آثار باستانی ایران و جهان رو در خودش داره. همچنین جایی كه ما دو دوست عزیز رو قرار بود ببینیم. رسیدیم تخت جمشید. اونجا ستایش خانم و سعید آقای عزیز رو دیدیم. دو دوستی كه امیدواریم بتونیم دوستهای خوبی برای هم باشیم.
طبق جمله معروف "سالی كه نكوست از بهارش پیداست" سالی كه با آشنایی و دوستی دو عزیز همراه باشه سال خوبی خواهد بود. سعید عزیز كه لطف كرد و اطلاعات جالب و كاملی در مورد تخت جمشید یا پرسپولیس به ما داد. ضمن اینكه لطف كردند و برنامه نور و صدا كه شبهای عید تو تخت جمشید برگزار میشه رو هم جور كرد كه ما بتونیم بریم.
امیدوارم همیشه شاد و موفق و خوشبخت باشند و ما بتونیم یه روزی زحماتشون رو جبران كنیم.


بعد از تخت جمشید شب رو برگشتیم مرودشت بودیم و جمعه صبح رفتیم شیراز. اونجا هم یه سری به سعدی و حافظ و ... زدیم. خیلی طولانی داره میشه. خلاصه میكنیم. شیراز رو هم گشتیم و برگشتیم دوباره اصفهان هم یه شب خوابیدیم و اومدیم تهران. یكشنبه چهارم بعدازظهر تهران بودیم.
چهارشنبه هفتم بعد از ظهر هم راه افتادیم به شمت شمال.
چون قبلی خیلی طولانی شد این یكی رو خیلی خلاصه میگیم. شمال هم زیباكنار و لاهیجان و لنگرود بودیم.پنجشنبه شانزدهم هم برگشتیم تهرانم. در كل هم خیلی خوش گذشت. خصوصا برای رضوانه كه هم خونواده‌اش و هم دوستاش رو دید.

مقبره شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان
این بود انشای ما. تعدادی عكس هم گرفتیم كه به زودی و در پستهای بعدی میذاریم اینجا تا فكر نكنین ما دروغكی اینا رو نوشتیم و عید رو تهران بودیم.Smiley





 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات